ضرب وشتم دوچرخه سوار آلمانی توسط تعدادی از جوانان ایرانی ، چه اتفاقی افتاد؟

در 3 مرداد  سال 98 تعدادی از جوانان آشوبگر به گردشگر و دوچرخه سوار آلمانی حمله کردند و پس از ضرب و شتم وسایل او را به سرقت بردند. فیلیپ آلمانی که توانسته است تنها با دوچرخه سواری با سرطان خود مبارزه کند ، پس از رهایی از چنگال سرطان قصد سفر به کشورهای مختلف  و آشنایی با فرهنگ آن ها را می نماید. اما متاسفانه در زمان سفر خود به ایران مورد حمله چند تن از اراذل قرار گرفت. در پی این حادثه ، جهانگرد آلمانی در صفحه اینستاگرام خود چنین نوشت : 

خاطرات سفر فراتر از بزرگ ترین قله ها

-علائم -

چه داستانی غم انگیز

10 روز پیش ، گروهی از جوانان سفر شگفت انگیز من در ایران را با روشی وحشیانه به پایان رساندند. هنگام چادر زدن در ساحل دریای خزر ، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتم.

استخوان های صورت من شکست و بعد از عمل ، در دهانم پیچ گذاشته شد و این عمل حداقل یک ماه طول می کشد تا درمان شود.

آن شب می خواستم مطلبی را منتشر كنم كه نشانگر زندگی 4 ماه در جاده بر من و دنیای اطرافم بود. من به بسیاری جهات تغییر کرده ام و اکنون به طور خاص باید یک چیز را اعلام کنم: این حادثه هیچ چیز را در درون من در رابطه با ایران تغییر نکرد. من نمی گذارم زمان فوق العاده ای را که با تمام افراد عالی داشتم به علت جاه طلبی های خودخواهانه گروهی از جنایتکاران جوان خدشه دار شود. من هرگز نمی گذارم این پروژه که همه شما به طریقی در آن دخیل هستید به نوعی تحت تأثیر چنین رفتارهایی قرار گیرد.

مطمئناً تأثیر خواهد داشت: برای بازیابی و سازماندهی مجدد تجهیزات سرقت شده و نابود شده باید استراحت کنم. بدتر از آن این است که برای من شرکت در مسابقه راه ابریشم   " Silkroadmountainrace"هم اکنون محال است .

 تدارکات بسیار خوبی در جریان است و این رویداد حماسی می تواند یک داستان کامل در تمام این سفر عالی باشد. اما اتفاقاتی افتاده است و اکنون فرصتی نیست.

در عین حال: با تشکر از همه افراد نگران با آن حرف های دوست داشتنی که برای من ارسال می کنید! یک بار دیگر: تجربه شگفت انگیز من از فرهنگ ایرانی تحت تأثیر دسته ای از احمقان بدوی قرار نخواهد گرفت.

سفر من به محض اینکه دوباره بتوانم از دهانم استفاده کنم ادامه خواهد یافت.

در ضمن  فراموش نکنید از دوچرخه و بدن خود مراقبت کنیم.

ادامه دارد...

پس از انتشار این مطلب و توجه تمامی رسانه ها و البته کاربران شبکه های اجتماعی ، موج بزرگی از عذرخواهی ها توسط ایرانیان به صورت کامنت در صفحه شخصی فیلیپ مارکگراف شکل گرفت. خیلی از افراد با هدایایی قصد دلجویی از او را کردند و پس از این امر فیلیپ مجددا با انتشار تصویری پاسخ این حجم از توجهات مردم ایران را به این شکل داد:


خاطرات سفر فراتر از بزرگترین قله ها.

پیام من به شما-

زمان من در ایران به پایان رسیده است. به عنوان نمادی باورنکردنی از شکرگذاری و همدلی ، این هدیه فوق العاده برای من ارسال شده است. من از این هدیه استفاده خواهم کرد تا احساسات خود را نسبت به تعداد بیشماری از ایرانیانی که روزهای گذشته احساسات ، آرزوها و عذرخواهی های خود را برایم ارسال کردند ، بیان کنم. متاسفم که نمی توانم به همه پیام های شما توجه کنم ، زیرا تعداد آن ها بسیار زیاد است. اما می خواهم همه شما بدانید: من از توجه شما خوشحالم و یک بار دیگر می گویم: سفر شگفت انگیز من از منظر و فرهنگ ایران به خاطر آن واقعه هیچ خاطره بدی را به همراه نخواهد داشت. من نمی توانم اجازه دهم چنین چیز زیبایی تحت تأثیر چنین رفتاری قرار بگیرد. نیازی نیست که کسی را ببخشم زیرا این مسئولیت شما نیست. تنها این نماد خوش نیتی را از حسین صالحی به عنوان نمادی از تشکر و دوستی گرفته ام.

الان کیف هایم را بسته ام. دوچرخه ام جمع شده است و ما آماده جدا شدن هستیم. برای بهبودی احتیاج به زمان دارم اما بعداً سفر فراتر از بزرگترین قله ها ادامه خواهد یافت.

همچنین بزرگترین تشکر من از خانواده آقای روشنی برای کمک شگفت انگیز در هر شرایطی است. من به شما خیلی زیاد مدیون شما هستم

ادامه دارد...

تمام ماجرای فیلیپ و فیلیپ ها ما را تنها به یک مفهوم می کشاند ، نا امنی گردشگران خارجی در کشور ایران!

ایران با تمام جذابیت های گردشگری که در دل خود دارا می باشد ، همچنان فاصله زیادی با آن چه که حقش است ، دارد . کشورهای جهان سومی هم در این زمینه پیشرفت خوبی داشته اند اما ایران همچنان در این زمینه به دلیل بازی های سیاه سیاسی پیشرفت دلگرم کننده ای نداشته است.

 جدا از این که این رفتار تا چه حد زننده است و چهره ایران را در نظر سایر گردشگران ترسناک و نا امن تر از قبل نشان می دهد باید گفت که در میان قوانین وضع شده ، به شکل زیادی کمبود قوانین حامی توریست ها و گردشگران خارجی احساس می شود .

در این برهه زمانی که از گردشگری بیشتر از آن که به عنوان یک تفریح یاد شود ، به عنوان صنعت شناخته می گردد ، این حوزه بیشتر از گذشته احتیاج به توجه دارد. وجود ابزارهای قدرتمندی مانند شبکه های اجتماعی که اخبار این حوزه را به شکل ویروسی پخش و منتشر می کنند ، نیز بر این مسئله دامن زده اند.

به روزی امیدواریم که محبوبیت ایران در اذهان جامعه گردشگری بیشتر شود.